محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
1018
قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )
تخم خيارين تخم كرفس بيخ رازيانه پوست بيخ كبر اصل السّوس از هريك دو درم عنّاب بيست دانه مجموع را در يك رطل سركهء انكورى و دو رطل آب يك شبانه روز بخيسانند پس بجوشانند تا به نصف رسد بپالايند و يك رطل و نيم شكر سفيد داخل كرده باتش ملايم بجوشانند و كف آن را بكيرند پس باز صافى نموده بقوام اورند [ سكنجبين بزورى معتدل بنسخهء سيّد اسمعيل ] سكنجبين بزورى معتدل بنسخهء سيّد اسمعيل نافع از براى حميات و استسقاى حارّ و سدهء حدبهء كبد كه علامت آن رقت بياض و قلّت بول و ثفل كبد است و عدم حمى صنعت آن پوست بيخ كاسنى تخم كاسنى تخم حمّاض تخم خيار اجزا مساوى نيم كوفته در سركه و كلاب بجوشانند و بپالايند و از آن سركه با نبات و عسل سكنجبين سازند و كشوث نيز كرم نيست و مفتّح است و فعل آن قريب بريوند است اكر داخل كنند خوبتر مىشود [ سكنجبين بزورى معتدل ديگر نافع از براى جميع امراض كبد ] سكنجبين بزورى معتدل ديكر نافع از براى جميع امراض كبد و امراضى كه بمشاركت امراض كبد باشد مانند صداع حادث بمشاركت كبد به سبب صعود بخارات و اخلاط از كبد بسوى سر صنعت آن تخم كاسنى باديان انيسون تخم كرفس تخم خيارين از هريك پنج درم پوست بيخ باديان پوست بيخ كرفس پوست بيخ كز از هريك ده درم بيخ كاسنى بيست درم مجموع را نيم كوفته در چهار رطل و نيم آب و يك رطل سركه بخيسانند يك شب و صبح بجوشانند تا ثلث بماند و بپالايند و با يك رطل قند سفيد و در نسخهء ديكر يكمن است بقوام اورند شربتى از ده درم تا شانزده درم و اكر سرفه باشد سركه داخل نكنند و از همين اجزا شراب بزورى معتدل مرتّب نمايند و اكر سكنجبين بزورى سفرجلى خواهند در اين سكنجبين بزورى بجاى قند آب به وزن قند داخل كنند سكنجبين بزورى معتدل كه همين نفع دارد صنعت آن تخم كرفس تخم رازيانه تخم كاسنى از هريك سه درم پوست بيخ كاسنى ده درم مجموع را نيم كوفته با سه رطل آب و ربع يكمن سركهء انكورى و يكمن قند چنان كه مذكور شد بقوام اورند و در شيشه يا ظرف چينى نكاه دارند سكنجبين بزورى معتدل بنسخهء حكيم صالح خان خال آن مرحوم صنعت آن بيخ باديان مغز تخم خيارين پوست بيخ كاسنى از هريك چهار مثقال تخم كاسنى رازيانه تخم كرفس مغز تخم خربزه از هريك ده مثقال نيم كوفته يك شبانه روز در آب خالص و نود مثقال سركهء انكورى و نود مثقال كلاب بخيسانند پس بجوشانند و صافى نموده نبات سفيد يكصد و پنجاه مثقال داخل كرده بقوام اورند شربتى يك اوقيه [ سكنجبين بزورى معتدل بنسخهء يحيى بن عيسى بن جزله ] سكنجبين بزورى معتدل بنسخهء يحيى بن عيسى بن جزله لطيف كننده و كشاينده و قطع كننده است و تحليل بادها كند و بول را براند و ليكن سينه و اعضاى تنفس رازيان دارد و مصلحش شراب خشخاش است صنعت آن بكيرند سركهء انكورى كهنهء جيد ده رطل و با آب خوش طعم كنند يعنى حدت آن را بشكند و پوست بيخ كرفس پوست بيخ رازيانه از هريك شش اوقيه و در نسخهء ديكر كه بنام بزورى سكرى ذكر نموده سه رطل است تخم كرفس رازيانه انيسون از هريك دو اوقيه در سركهء مذكور بخيسانند يك شبانه روز پس باتش ملايم بهپزند چون نيك پخته شود و از آتش فرود اورند و صافى نمايند و بيست رطل شكر سفيد داخل كرده بجوشانند و كف آن را بكيرند و بقوام اورند و اكر عسلى خواهند در هر دو رطل پنج رطل عسل مصفّى داخل كرده بقوام اورند سكنجبين بزورى معتدل به نسخهء حكيم محمّد امين صنعت آن فوة الصّبغ كه آن را به فارسى روناس نامند پوست بيخ كبر پوست بيخ باديان انيسون تخم كاسنى كل غافث زوفاى خشك افسنتين رومى از هريك ده مثقال تخم كرفس جعده سنبل الطيب اسارون از هريك هفت مثقال مجموع را كوفته يك شبانه روز در آب خالص سفيد هفتاد و پنج مثقال سركهء انكورى يكصد و دوازده مثقال بخيسانند پس بجوشانند تا به نصف رسد صافى نموده قند سفيد چهار صد و سى مثقال داخل كرده بقوام اورند و بعضى اجزا را با آب خالص خيسانيده سركه را بعد از آنكه بقوام آيد داخل ميكنند سكنجبين شبى نافعست از براى عسر البول كه سبب بستن خون در مثانه باشد صنعت آن بكيرند شب يمانى دو درم و در سركهء انكورى يك شبانه روز بخيسانند پس صاف كنند و از آن سركه با عسل سكنجبين سازند سكنجبين عسلى مسمّى باكسومالى صنعت آن خل عسلى بيخ قوطولى كه هر قوطولى هفت اوقيه باشد نمك دريا دو من عسل جيّد صافى ده قوطولى بر آتش بكذارند و ده جوشى داده فرود اورند و در ظرف چينى يا شيشه نمايند و عند الحاجت به كار برند سكنجبين عنابى جميع اعراض دموى و ماشرى را نافع باشد صنعت آن عناب جرجانى بزرك دانه پنجاه دانه افتيمون شش درم همه را در سه رطل آب شب بخيسانند و صبح بجوشانند چون يك رطل آب بماند بپالايند و نيم رطل سركهء انكورى كهنه و ربع رطلى كلاب و يك رطل قند سفيد داخل نموده بقوام اورند سكنجبين فواكهى كه امراض صفراوى و دموى را نافع بود و خناق كرم و طاعون را سود دارد صنعت آن خل خمر يكمن نيم آب غوره آب انار ترش آب انار شيرين آب به شيرين آب حمّاض آب اترج آب ريباس آب توت شامى نقيع سماق نقيع زرشك از هريك نيمن عصارهء كوكنار ترخون از هريك ده استار همه را بياميزند و چهار من قند سفيد داخل كرده بقوام اورند پس ده درم كافور قيصورى سوده و با قدرى از اين سكنجبين در هاون سنكى بدسته بمالند تا نيكو صلايه شود و آن را در باقى شراب بياميزند و با تير معجون سازى برهم زنند تا نيكو اميخته شود و در ظرف چينى يا زجاجى يا كاشى نكاه دارند شربتى يك اوقيه با كلاب بنوشند سكنجبين مسهل بلغم صنعت آن عسل مصفّى سركهء انكورى كهنه از هريك يك قسط بپزند تا بقوام آيد پس بكيرند مغز حبّ القرطم يك اوقيه و نرم بكوبند و در آن داخل نمايند و بتير معجونسازى برهم زنند تا نيكو مخلوط شود و در ظرف چينى كنند و پنجروز نكاه دارند پس استعمال نمايند سكنجبين مسهل بلغم بنسخهء ديكر صنعت آن بكيرند يكمن شكر سفيد و در ديك سنكى كرده و سطح آن را مستوى سازند بدست پس بريزند بران سركهء عنصل كه بسطح شكر رسد و از روى شكر برنكردد بلكه مستون شكر مكشوف شكر باشد و ديده شود پس باتش ملايم برفق بهپزند و كف آن را بكيرند و چون ديكر كف بر سر نياورد صافى نموده پس داخل كنند در آن پنج استار مغز حبّ القرطم نرم كوبيده و نيكو برهم زنند و بكيرند بيست درم تربد سفيد مصمّغ و نرم كوبيده در پارچهء كنند كه آن پارچه متخلخل النّسج باشد و آن پارچه از تربد پر نباشد و سر آن را محكم ببندند و لمحه بلمحه پارچه را بمالند و بفشارند تا باقى نماند در آن صرّه چيزى از تربد و بقوام سكنجبين آيد پس فرود آورده سرد كرده در شيشه يا ظرف چينى نكاه دارند شربتى از ده درم تا پانزده درم سكنجبين مسهل سودا صنعت آن بكيرند عسل مصفّى و سركهء انكورى از هريك يك قسط و درهم كرده بهپزند و بقوام سكنجبين اورند افتيمون اقريطى يك اوقيه سوده در آن داخل كرده بتير معجونسازى برهم زنند تا نيكو مخلوط شود پس در ظرفى كرده پنج روز بكذارند و بعد از آن استعمال نمايند سكنجبين مسهل صفرا از كناش اطينوس صنعت آن بكيرند عسل مصفّى و سركهء انكورى كهنهء تند از هريك يك قسط و بپزند تا بقوام آيد پس داخل كنند سقمونياى مسحوق به قدر نيم اوقيه و نكاه دارند در شيشه يا ظرف چينى و بليسند از اين سكنجبين پيش از غذا يك ملعقه پس بدرستى كه اسهال صفرا مىكند سكنجبين مسهل مراره از معده از كناش اطينوس صنعت آن بكيرند تخم كاسنى پوست بيخ كاسنى تخم كشوث تخم شاهتره غنچهء كل سرخ